عبد الله قطب بن محيى

143

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

واقع باشد از غضب ، و افزونى عدد اهل نار بر عدد اهل جنت كه مستفاد است از حديث « منكم » ، كم دلالت بر غير اين مىكند ، جمع بين الحديثين چگونه است ؟ جواب : در حل اين شبهه چند مسلك مسلوك داريم : مسلك اوّل براى مبتديان گوييم حديث « منكم » ، كم دلالت بر آن مىكند كه از اهل محشر داخلين در جنت كمتر باشند از داخلين در نار و از اين لازم نمىآيد كه داخلين در جنت على الاطلاق كمتر باشد از داخلين در نار ، چه در حديث آمده كه چون بهشتيان به بهشت درآيند بهشت بيشتر خالى ماند ، حق تعالى خلقى نو بيافريند و بهشت را از ايشان پر كند . شايد كه اهل جنّت بعد از خلق آن خلق به عدد افزون آيند از اهل نار . و آنچه بعضى از اهل كشف گفته‌اند كه خلق آن خلق از نطفه‌ها باشد كه از اصلاب پدران نزول كرده باشد و در ارحام مادران قرار نگرفته باشد ، خداوند تعالى ايشان را فرداى قيامت در خلقتى تمام ظاهر گرداند و بهشت را از ايشان پر گرداند ، دلالت بر همين مىكند ؛ براى آنكه از هزار نطفه يكى با فرزند مىشود يا نمىشود . و اين مسلك را نامزد مبتديان براى آن كرديم كه سهل المفهوم است ، آسان آن را در توان يافت ، نه آنكه قصورى يا ضعفى در آن هست و فتح اين مسلك كه كرديم يحتمل كه كسى حديث اطفال به ميان آورد يا گويد اين قسمت در داخلين است نه در خالدين . اما اگر اين مسلك مسلوك دارند اقرب جاده آن است كه اوّل مسلوك شد . مسلك دوّم براى متوسطان گوييم اگر تمام آدميان را به عذاب جاويد گرفتار كنند تا يك كس از ايشان به لقاء اللّه رسد و در جوار خدا ساكن شود ، كما قال العارف : صد هزاران طفل سر ببريده شد * تا كليم اللّه صاحب ديده شد صد هزاران شخص در زنّار شد * تا كه عيسى محرم اسرار شد صد هزاران جان و دل تاراج يافت * تا محمّد يك شبى معراج يافت قدر اين احسان بر آن خسران راجح است و سود اين معامله بيش است از زيان آن . و اگر عقل به ميزان موازنه خير آن منحت و شر اين محنت با هم سنجد ، جانب خير